پارت نود و دوم :

می خواستم برایش بنویسم: برات می میرم حتی اگه ازم جدا شی... اینکه پشتمی و برام وکیل گرفتی یه دنیا برام ارزش داره! اما به جایش نوشتم:هرکاری دوست داری بکن!فقط حق نداری بهم دست بزنی... اب از سر من گذشته! تکلیفمو روشن کن! حق و حقوقمو بده! برم...
بلافاصله نوشت: پول همین وکیل بابام خدا تومنه! می دونستی؟حاجی خبر نداره!
نوشتم: باشه! از مهرم کم کن...
موبایل را انداخت توی جیبش و جواب نداد.
مادر ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگین

    1

    به میل پسر رفتار میکردم ی کم این الای ما یه کم عشوه و ناز و بر بیاد تمومه ولی فقط فراریه دلش میخوادا حق داره از آینده می ترسه اما باز این پسر کراشه من ک از اول خوشم می اومد بامرام و پاکه

    ۳ ماه پیش
  • نگین

    0

    از صب میام سایت باز نمیشه داشتم می مردم بقیهشو بخونم گفتم سایت پرید داشتم می مردم نویسنده جوووون چ پارتیم بود چ پااارتی میگم شهرام ترمز نبری می اون دفع همه رو میخ خودت کردیا آلاله م که کارش شده فرار از دست انیشتین این پسر یه تشکر بکن الا یه چی بگو دل پسره خوش شه این همه برات زحمت کشیده من بودم

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    3

    اگه من میدونستم کار واجب شهرام با آلاله دقیقا چیه خیلی خوب میشد اما متاسفانه نمیدونم... حدسم بزنم ممکنه اشتباه دراد... ولش اصلا فقط میخونم ببینم تهش چی میشه بالاخره ممنون مهشاد جان عالی نوشتی 👌

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حدس بزن عزیزم چه اشکالی داره

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    1

    کار واجب شهرام با آلاله اینه که اون میخواد بهش بگه برات فلان کارو کردم، این کارو کردم اونکارو کردم باید برام تلافی کنی از مهریت کم میکنم انقدر برات پول خرج کردم... منظورش از حساب کتاب همینه دیگه..

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بعید نیست هیچی

    ۳ ماه پیش
  • ابرا

    2

    چه حساب کتابی هم می کنه من که فکر می کنم دلش از اون استایل تو عکس رو می خواد بس 😅😅😉

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا بعیدم نیس از این کراشتون!😄😄😄

    ۳ ماه پیش
  • زهرا خ

    2

    خداروشکر بخیر گذشت، اما شهرامو چکارش کنیم حالا، نبره آلا رو بگه باید مث عکسا جلوم شو اجرا کنی

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    وای! ترکیدم از خنده😆😆😆😆

    ۳ ماه پیش
  • زهرا خ

    3

    چه پارت بلندبالایی نوشتی مهشاد جانم دستت طلا قلمت مانا عزیزممممم

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    2

    فقط ما می دونیم حساب کتاب شهرام چیه! شهرام خفه نکنی خودتو مث اون دفه! کار واجبت و بزار یه روز دیگه الان دختر خسته س😂🤪🤪🤪مهشاد جون عالی نوشتی عالی هر پارت از قبلی بهتره خیلی بهتر دستت طلا کیف می کنم کیف قفل درو ک زد من ملدم🫣🫣🫣

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم ...😂😂

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربونت زهرا جون💌💌💌❤️

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    3

    ایییییییی اخ جون حساب کتابای شهرام والاله هیجان انگیزه مو دوس داروم😅

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    از دست شماها😅😅

    ۳ ماه پیش
  • رویا

    2

    رمان وقلمتون خیلی زیباست

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنون از شما

    ۳ ماه پیش
کپی شد!